مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

247

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

المفيد ، الإرشاد ، 2 / 111 - 112 / عنه : الحائري ، ذخيرة الدّارين ، 1 / 153 ؛ مثله الطّبرسي ، إعلام الورى ، / 242 - 243 قال : ثمّ رأينا غلاماً كان وجهه شقّة قمر ، في يده سيف ، وعليه قميص ونعلان ، وقد انقطع شِسْع أحدهما ، فحمل عليه رجل ، فضربه بالسّيف على رأسه ، فوقع الغلام لوجهه ، وصاح : « يا عمّاه ! » . فجلّى الحسين كما يجلِّي الصّقر ، ثمّ شدّ على الرّجل بسيفه ، فاتّقاه فضرب ساعده ، [ 112 ] فأطنّها من المرفق وتنحّى عن الغلام . أبو علي مسكويه ، تجارب الأمم ، 2 / 71 دم القاسم في بني عديّ . المجدي ، / 19 قتله عمرو بن سعيد « 1 » بن نفيل الأزديّ ، قتله في المصاف بكربلاء . ابن فندق ، لباب الأنساب ، 1 / 401

--> - ماه بود ودر دستش شمشيرى بود وپيراهنى به تن داشت واز أو نعلينى داشت كه بند يكى از آن دو نعلين پاره شده بود . عمر بن سعد بن نفيل ازدى گفت : « به خدا من به اين پسر حمله خواهم كرد . » گفتم : « سبحان اللَّه ! تو از اين كار چه بهره خواهى برد ( واز جان اين پسربچه چه مىخواهى ) ؟ أو را به حال خود واگذار . اين مردم سنگدل كه هيچ كس از اينان را باقي نگذارند ، كار أو را نيز خواهند ساخت . » گفت : « به خدا من بر أو حمله خواهم كرد . » پس حمله كرد ورو بر نگردانده بود كه سر آن پسرك را چنان با شمشير بزد كه آن را از هم شكافت وآن پسر به رو به زمين افتاد وفرياد زد : « اى عمو جان ! » حسين عليه السلام مانند باز شكارى لشكر را شكافت . سپس همانند شير خشمناك حمله افكند وشمشيرى به عمر بن سعد بن نفيل بزد . عمر شانه را سپر آن شمشير كرد . شمشير دستش را از نزديك مرفق جدا ساخت وچنان فريادى زد كه لشكريان شنيدند . آن‌گاه حسين عليه السلام از أو دور شد ، سواران كوفه هجوم آوردند كه أو را از معركه بيرون برند . پس بدن نحسش را اسبان لگدكوب كردند تا به دوزخ شتافت وديده از اين جهان بست . رسولي محلاتى ، ترجمهء ارشاد ، 2 / 111 - 112 ( 1 ) - في وقعة الطّفّ : سعد .